در فرآیند سبدگردانی و مدیریت دارایی، تضاد منافع ممکن است در اشکال مختلفی بروز کند، از جمله:
مثال: خرید داراییهایی که برای خودِ شرکت سودآورند ولی لزوماً برای مشتری مناسب نیستند.
مثال: شرکت همزمان برای دو مشتری با استراتژی مشابه سرمایهگذاری میکند، ولی منابع محدودی دارد و منافع یکی ممکن است به ضرر دیگری تمام شود.
مثال: استفاده از اطلاعات سبد مشتری برای معامله در حساب شخصی کارکنان (Front Running).
مثال: توصیه خرید سهم خاص به مشتری صرفاً برای کسب کارمزد بالاتر توسط شرکت.
مثال: وقتی شرکت سبدگردان سهام یک شرکت را دارد و آن را به مشتریان هم توصیه میکند.
برای مقابله با تضاد منافع، باید اصول زیر رعایت شود:
افشای همه تضادهای ممکن به مشتری، قبل از انجام فعالیت
درج دقیق تضادهای بالقوه در قراردادها، بروشورها و مستندات داخلی
ایجاد تفکیک فیزیکی یا سیستماتیک بین بخشهای مختلف شرکت (مثلاً تفکیک تیم تحلیل با تیم معاملهگری)
داشتن دستورالعمل تضاد منافع مصوب هیئتمدیره
الزام کارکنان به گزارش معاملات شخصی و ممنوعیت معاملات خاص
تعیین مسئول انطباق (Compliance Officer) برای بررسی تضاد منافع
بررسی ادواری عملکرد و تصمیمات توسط نهاد ناظر داخلی
شفافسازی کمیسیونها، پورسانتها و هرگونه منافع مالی جانبی
در ایران، سازمان بورس و اوراق بهادار (سبا) بهعنوان نهاد ناظر، کنترل تضاد منافع را در چارچوب قوانین مختلف الزامی کرده است:
دستورالعمل نحوه رسیدگی به تضاد منافع در نهادهای مالی مصوب سبا
مادههای مشخص در آییننامه سبدگردانی درباره تعارض منافع
الزام به داشتن واحد کنترل داخلی و انطباق
شرکتهای سبدگردان
شرکتهای تأمین سرمایه
صندوقهای سرمایهگذاری
مشاوران سرمایهگذاری
کارگزاریها
| وضعیت تضاد محتمل | اقدام کنترلی پیشنهادی |
|---|---|
| مدیر شرکت قصد دارد سهامی را به مشتری توصیه کند | افشای مالکیت سهام و دریافت تأیید مشتری |
| کارمند اطلاعات خاصی از معاملات مشتری دارد | محدودیت معاملات شخصی (Blackout Periods) |
| شرکت خدمات مشاورهای و فروش دارد | جداسازی واحدهای اجرایی و رعایت Chinese Walls |
| رقابت بر سر بهترین فرصت سرمایهگذاری | تقسیم منصفانه فرصتها بین سبدهای مختلف (Allocation Policy) |
خدشه به اعتماد سرمایهگذاران
آسیب به اعتبار نهاد مالی
جریمهها یا لغو مجوز توسط نهاد ناظر
زمینهسازی برای فساد یا سوءاستفاده سازمانی
کنترل تضاد منافع یکی از پایههای اصلی اخلاق حرفهای در بازارهای مالی است. نهادهای مالی با طراحی ساختارهای نظارتی، سیاستهای افشاسازی و شفافیت در عملکرد، میتوانند ضمن حفظ اعتماد مشتریان، از مخاطرات قانونی و اخلاقی جلوگیری کنند. بهویژه در حوزههایی مانند سبدگردانی اختصاصی که با منافع فردی مشتریان سروکار دارد، کنترل مؤثر تضاد منافع، حیاتی و ضروری است.